مقایسه تطبیقی گوز و هنر: نظریه برتری

ژانویه 14, 2009

there is only a F between fart and art
این نوشته صرفاً ادای دینی است به تمام هنرمندان مهجور تاریخ

شباهت گوز و هنر آنقدر هست که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. تشخیص این شباهت جز برای خبرگان فن ممکن نیست. شاید این سخن در نظر اول برای شما کمی عجیب، مسخره و حتی با کمی اغراق توهین آمیز باشد. اما حتی نمی‌توان با اطمینان گفت که کدام را از روی دیگری الگو برداری کرده‌اند. اولین انسان هنرمند ـیعنی کسی که هنری را خلق کرد؛ یعنی چوبی را در جایی فرو کرد، خطی روی چیزی کشید- احتمالاً تا رسیدن به سن آفرینش هنری مدتی زنده بوده و زندگی کرده. و باز اهم احتمالاً در رمینه دیگر فعالیت‌های چشم‌گیر و نفس گیری داشته. اولین صدایی که انسان خلق کرده همین صدای گوز بوده است. که بعد از شتیدن آن با تعجب به اطراف نگاه کرده است. البته در طول تاریخ اخلاق گرایان برای اثبات خلاف این موضوع به خودشان و دیگران جمله “هنر برتر از گوز آمد پدید” را به وجود آورده‌اند که در اثر کثرت استعمال تبدیل به “هنر برتر از گوهر آمد پدید” شد. کلاً این اخلاق گرایان در طول تاریخ ماله به دست به دنبال پر کردن تمام سوراخ‌های غیر اخلاقی بودند، غافل از این‌که وجودشان در گروی همین سوراخ‌های غبر اخلاقی است. حال به اجمال به شباهت‌های این دو پدیده دوست داشتنی و انسانی می‌پردازیم:

1 – هر دو در ذات انسان هستند.
2 – انسان در خلق آن‌ها نقشی ندارد، آن‌ها خودشان می‌آیند و می‌روند.
3 – اما نمی‌شود نقش علاقه، استعداد و پشت‌کار را نادیده گرفت.
4 -  ما در انتخاب نوع ،  شدت و ماندگاری  آن‌ها نقشی نداریم.
5 – ما فقط می‌توانیم مواد اولیه مناسب تهیه کنیم و منتظر بمانیم.
6 – آدم در برابر هر دو متعهد است.
7 – هنر و گوز هر دو درونی‌ هستند، یعنی از درون به بیرون مي‌روند.
8 – در تنهایی معنا و لذت ندارند، مفهوم آن‌ها بیشتر جمعی است تا فردی.
8 – هر دو می‌توانند تاثیرات مهمی بر محیط اطرافشان بگذارند.
9 – از محیط تاثیر می‌پذیرند و بر محیط تاثیر می‌گذارند.
10 – بعضی از آن‌ها بسیار پر سر و صدا هستند  و بعضی نه.
11 – هر کس سبک مخصوص به خودش را دارد.
12 – هم آدم‌ها را می‌توان از روی آن‌ها  شناخت و هم آن‌ها را از روی آدم‌ها.
13 – بعد از آفرینش آن‌ها قادر به ایجاد تغییر درآن‌ها نیستسم، فقط می‌توانیم محل را ترک کنیم.
14 – بعضی وقت‌ها به شدت مایه آبروریزی هستند.
15 – در اکثر مواقع آفریننده به آنها افنخار می‌کند.
16 – بعضی از آن‌ها آنقدر افتضاح هستند که آفریننده حاضر به قبول آن نیست.
17 – هر دو می‌توانند در آدم‌ها جنب و جوش درونی ایجاد کنند.
18 – بعضی وقت‌ها بدون این‌که بفهمیم تحت تاثیر آن‌ها هستیم.
19 – تاثیر آن‌ها بر روی دیگران بیشتر از خودمان است.
20 – و نهایتاً این‌که زور و اجبار در هر دو منتهی به افتضاح می‌شود.

برای فهم این موضوع، علاوه بر تلاش‌های فردی و جمعی، نیاز به  تلاش‌های نظری روشن بینانه نیز هست. آدمی، گوز و هنر هر سه هم‌چون تار و پودی در هم تنیده بوده در بستر زمان حرکت رو به جلویی دارند و هدفشان چیزی جز راحتی درونی بشر نیست.
به امید روزی که به هر گوز به عنوان یک اثر هنری، و به هر اثر هنری به عنوان یک گوز نگریسته شود.

8 پاسخ برای “مقایسه تطبیقی گوز و هنر: نظریه برتری”

  1. shakiba گفت:

    جدا نکته ظریف و قابل تاملی بود…با وجود این همه شباهت دیگه مرزی بینشون نیست,انوقت فکر کن چه هنرمندایی اطرافمون بودن و ما خبر نداشتیم!D:


  2. به سرز فجیعی موافقم

    اتفاقا” من هم پارسال به طور اجمالی به این موضوع پرداختم

    ولی خداییش پرداخا شما بسیار پخته تر بوده

    و با افتخار می خوام بگم که واقعا “هنر”مند بزرگی هستید

  3. سعید گفت:

    این متن هنری رو می شه به عنوان اولین گوز در نظر گرفت
    انصافا جالب نوشته بودی
    دست مریزاد
    گوزتان پرطرفدار

  4. ناباور گفت:

    چه متن هنری پرباری!

  5. یکتا گفت:

    هیچ وقت فکر نمیکردم بین دو تا موضوع بی ربط این همه شباهت وجود داشته باشه. انتخاب موضوع ، زاویه دیدت ، سبک نگارشت عالیییییییییییییییییییه پسر.داری کشف می شی….

  6. فرهاتک گفت:

    نظراتت دیگه بود دار شده،باید یه ماسک بخرم


  7. البته باید به بومی بودن شان هم توجه کرد که در بعضی از کشورها اصلن و به هیچ وجه مورد توجه قرار نمی گیرند!
    یعنی باید به توسعه هنر در راستای تشکیل دهکده جهانی فکر کرد!

  8. شیرین گفت:

    خیلی جالب بود،مردم از خنده.ممنون


يك پاسخ برايش بگذاريد